تبليغاتX
فرامرز و سمیرا


فرامرز و سمیرا

×××× در ازل پرتو عشقت ز تجلي دم زد××××× عشق پيدا شدو آتش به همه عالم زد××××

خوابی دیدم...

خواب دیدم در ساحل با خدا قدم میزنم؛ 

بر پهنه ای از آسمان صحنه هایی از زندگی ام برق زد؛

در هر صحنه دوجفت جای پا روی شن دیدم؛

یکی متعلق به من و دیگر متعلق به خدا

Click for Full Size View

وقتی آخرین صحنه در مقابلم برق زد،

به پشت سر و به جای پاهای روی شن نگاه کردم.

Click for Full Size View

متوجه شدم که چندین بار در طول مسیر زندگی ام،

فقط یک جفت جای پا روی شن بوده است. 

همچنین متوجه شدم که این در سخت ترین و

غمگین ترین دوران زندگی ام بوده است.

این واقعا برایم ناراحت کننده بود.

و درباره اش از خدا سوال کردم:

خدایا تو گفتی اگر به دنبال تو بیایم،

در تمام راه با من خواهی بود.

ولی دیدم که در سخت ترین دوران زندگی ام،

فقط یک جفت جای پا وجود داشت.

نمی فهمم چرا هنگامی که بیش از هر وقت دیگر

به تو نیاز داشتم مرا تنها گذاشتی.

Click for Full Size View 

خدا پاسخ داد: بنده ی بسیار عزیزم

مـن در کـنارت هستـم

وهرگز تنهایت نخواهم گذاشت؛

اگر در آزمونها و رنجها فقط

یک جفـت جـای پا دیدی،

زمانی بود که تو را در آغوشم حمل می کردم !

 

Click for Full Size View

 

نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 20:51 توسط سميرا| |


Design By : Night Skin

. . Bahar-20 بهاربيست

.

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس