فرامرز و سمیرا
×××× در ازل پرتو عشقت ز تجلي دم زد××××× عشق پيدا شدو آتش به همه عالم زد××××
از تهِ دل ميگم برات شعر قشنگ عاشقي از تو ميگم براي تو از تو که تارو پودمي ميخوام بگم براي تو ميزنه نبض بودنم ميخوام بگم شقايقي خوب ميدونم که صادقي با اون نگاه روشنت خوب دلمو بردي گلم هم نفسِ شکفتنم ، دليل زنده بودنم، لبهاي سردو خشک من اسم تورو داد ميزنه تنگه دلم، تنگه دلم، فاصله مي کشه منو آخ چه قشنگه روزي که فاصله ها تموم ميشه دست ميذاريم تودست هم، ميريم به باغ آرزو مثل دو تا کبوتر از لونه ي غم پر ميکشيم بهم ميگي دوسَم داري،بهت ميگم دوست دارم وقتي نگاهم ميکني با اون چِشاي مخملي، با گرميِ آغوش تو خورشيد و از ياد ميبرم چشم ميدوزم به اون چِشات،جون ميگيرم ازاون نگات خلاصه مي خونم برات شعر قشنگ عاشقي
تا بدوني دوسِت دارم قد گلاي رازقي
از تو يي که دغدغه ي دم به دمِ وجودمي
تويي تويي دليل هر شعر و غزل سرودنم
براي قلب عاشقم بدو ن شک تو لايقي
با بردن دلم برام دنيا رو آوردي گلم
بيا بيا که با تو من قفل سکوتو بشکنم
خونه ي تاريک غمم صداي پاتو کم داره
بيا بمون کنار من ديگه منو نذار برو
فصل جدايي ميگذره، شاديا بادَووم ميشه
کنار هم جا ميگيريم،چِش تو چِشِ هم، رو به رو
ميريم تا خونه ي خدا، به هر کجا سر ميکشيم
دوسِت دارم،دوست دارم،دوست دارم،دوست دارم
زنده و فرخنده ميشم، ميميرم از خوشي ولي
دستاي داغ و آتيش تنت رو با جون مي خرم
سر ميذارم رو شونه هات،تازه ميشم با خنده هات
تا بدوني دوسِت دارم قد گلاي رازقي
| Design By : Night Skin |


