تبليغاتX
فرامرز و سمیرا


فرامرز و سمیرا

×××× در ازل پرتو عشقت ز تجلي دم زد××××× عشق پيدا شدو آتش به همه عالم زد××××

تو رو به قیمت جون

به همین یه لقمه نون

تو رو به ماه آسمون

به عاشقای بی نشون

تو رو به حرمت چشات

به همه مقدسات

تو رو به خود خدا

به هق هق شبونه هات

قسمت میدم

از عشقم نگذری

تو رو به خود خدا

به تموم این شبها

تو رو به جون رازقی

به نماز عاشقی

قسمت میدم

از عشقم نگذری 

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 20:26 توسط فرامرز| |

آخه تو عزیز قصه هامی

آخه تو شعر روی  لبامی

آخه جونه تو بسته به جونم

اگه  بری من  نمی تونم

آخه اسم تو رو که می یارم

می شی همه دار و ندارم

از چی می ترسی تو مهربونم

من که رو عشقه تو موندگارم

یه شب میونه بارون غرورمو شکستم

کاشکی بهت می گفتم چقدر تورو می خواستم

می خوام بازم بخونم تو بارون از نگاهت

نا  آخرش  بمونم عاشق  سر به  راهت

 

نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 13:45 توسط فرامرز| |


Design By : Night Skin

. . Bahar-20 بهاربيست

.

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس